2017-06-22

آرامش کودکانه

دختر کوچکی با پدرش از روی پل‌چوبی می‌گذشتند که با طناب به دو سر رودخانه متصل بود. پدر کمی می‌ترسید, برای همین به دخترش گفت: « عزیزم، لطفا دست منو […]
2017-07-16

سنگ‌ریزه‌های سیاه و سفید

در روستایی کشاورزی زندگی می‌کرد که پول زیادی را به پیرمردی مقروض بود. کشاورز دختر زیبایی داشت که خیلی‌ها آرزوی ازدواج با او را داشتند. وقتی پیرمرد طمع‌کار متوجه شد […]
2017-07-16

هنری فورد

از «هنری فورد» میلیاردر معروف و صاحب یکی از بزرگترین کارخانه‌های سازنده انواع اتومبیل در دنیا پرسیدند: « اگر شما فردا صبح از خواب بیدار شوید و ببینید تمام ثروت […]
2017-07-18

اتوبوس

مردی بخاطر اضافه‌کاری مجبور بود تا مدتی دیرتر به خانه برگردد. در ایستگاه اتوبوس منتظر بود که یک اتوبوس دوطبقه آمد، وقتی دید در طبقه دوم کسی نیست، بسیار خوشحال […]
2017-07-22

قدرت باور

در یک باشگاه بدن‌سازی پس از اضافه‌کردن پنج کیلوگرم به رکورد قبلی ورزشکاری از او خواستند که رکورد جدیدی برای خود ثبت کند. اما ورزشکار موفق به این کار نشد. […]
2017-07-24

بهترین خاطره

از کوفی‌عنان ( دبیر کل سابق سازمان ملل و برنده جایزه صلح نوبل ) پرسیدند: « بهترین خاطره شما از دوران تحصیل چیست؟ » او جواب داد: « روزی معلم […]
2017-07-29

خیاط و کوزه

در روزگاران قدیم در شهری خیاطی بود که دکانش سر راهه گورستان قرار داشت. وقتی کسی می‌مرد و او را به گورستان می‌بردند از جلوی دکان خیاط می‌گذشتند. یک روز […]
2017-08-05

عشق به مادر

پزشکی متخصص در یک غروب زمستانی بعد از کار روزانه بر روی صندلی به خواب رفته بود، که با صدای زنگ در بیدار شد. دختر لاغر‌اندامی را دید با کفش‌هایی  […]
2017-08-09

قدرشناسی

پلیکان پرنده‌ای است که در صورت پیدا‌نکردن غذا برای جوجه‌هایش، نوک خود را به گوشت تن خود فرو می‌برد و از آن غذا به جوجه‌هایش می‌دهد. در زمستانی سخت که […]
38833000 - 051
error: Content is protected !!